قیمت ارز هفته گذشته جهش زیادی داشت
روزهای باورنکردنی دلار
ارز یک هفته عجیب دیگر را هم پشت سر گذاشت. کسی باورش میشود؟ دلار به 18 هزار تومان رسیده است. شاید تا همین چند ماه پیش اوج پیشبینیها این بود که نهایتا قیمت دلار به 10 یا 12 هزار تومان خواهد رسید؛ اما حالا نمودار صعودی دلار آنچنان پرشیب است که خیلیها پیشبینی عددهای بسیار بالاتری را در آینده برای ارز دارند.

حالا که به اینجا رسیده هر کس، دیگری را متهم میکند؛ برخی میگویند دولت، برخی میگویند مردم.
چه کسی مقصر است؟
شاید این گزینه مطرح شود که علت صعود قیمت دلار به بالای 17 هزار تومان، نه در سمت عرضه و بلکه در سمت تقاضاست. اما این تقاضا از کجا نشات میگیرد که در این حد به قیمت بیاعتناست؟ یکی از تقاضاهای اصلی کشور، واردات است. اما هنگامی که نرخ تا این حد بالاست، جذابیت واردات نیز کاسته میشود. واردات با دلار ۱۶ هزار تومان صرفه چندانی ندارد، بهخصوص با این حجم از دستاندازهای گمرکی و ریسک انبارداری. مهمترین تقاضایی که میتواند وضعیت فعلی را توضیح دهد این است که متقاضی ارز، قصدش تبدیل پسانداز ریالی به پسانداز دلاری است. مطابق استدلال ناظران، رشد نقدینگی، حجم ریال را افزایش میدهد و افزایش حجم ریال، قدرت خرید ریال را کاهش. در نتیجه طبیعی است که وقتی سود سپرده، کاهش قدرت خرید را جبران نکند، پول ملی بهعنوان ابزار حفظ سرمایه و پسانداز، مقبول عموم نباشد. ناظران معتقدند آنچه در حال وقوع است، بیاعتمادی عمومی به پول ملی است، اما نه بهخاطر رشد نقدینگی. سرعت رشد نقدینگی در کشور همواره در حدود ۲۵ درصد بوده و در ماههای اخیر هم، اتفاق تازهای در این خصوص رخ نداده است. از نظر ناظران، آنچه موجب وضعیت فعلی شده، این است که اساسا خانوار به کارایی حکمرانی اقتصادی و پول رسمی کشور بیاعتماد شده است.
روایت یک صعود
داستان پرماجرای بازار ارز تمامی ندارد؛ قیمتها هر روز رکوردهای تازهای به ثبت میرسانند و با نرخهای غیرمنطقی سوار بر موج افزایشی به پیش میرانند. نه صرافان بازار قادر به ارائه نرخ منطقی و باثباتی در بازار هستند و نه دولت قدمی موثر در راستای قیمتگذاری صحیح آن برمیدارد. تنها دلالان بازار افسار افزایش قیمتها را در اختیار گرفتهاند و آن را به هر سو که بخواهند هدایت میکنند. به راستی در بازار ارز چه خبر است؟ دلار که تا چند روز پیش حول کانال 15 هزار تومان میچرخید، یکباره و ظرف دو روز وارد کانال 16 هزار تومان شد و با گذر از مرز 18 هزار تومان، تغییرات قیمتی وسیعی را به ثبت رساند. سایر ارزهای بازار نیز با این موج افزایشی همراه شدند و به رکوردزنی در قیمتهای نجومیشان ادامه دادند. در این بین اما ارائه ارز مسافرتی در بانکها که طی مدت اخیر در دو بانک آغاز شده بود، اکنون با توجه به نوسان قیمت ارز تنها در یکی از بانکها پرداخت میشود که این جریان با تشکیل صفهای طولانی همراه شده است.
اختلاف قیمتی ارز مسافرتی
از سویی به دلیل افزایش قیمتهای لجامگسیخته در بازار ارز، اختلاف ارز مسافرتی ارائه شده در بانکها و بازار آزاد نزدیک به ۱۲۰۰ تومان و حتی بالاتر است. در کنار بانکها، برخی صرافیها نیز در بازار ارائه ارز، ارز خدماتی از جمله مسافرتی را انجام میدهند که تقریبا هیچ اختلاف قیمتی با نرخ بازار آزاد ندارد و البته همهروزه این ارز را به فروش نمیرسانند. اما روند تغییرات قیمتی بازار بیانگر آن است که آنچه بیش از پیش در شکلگیری قیمتهای نجومی آن تاثیرگذار بوده، انتظارات قیمتی در آستانه بازگشت تحریمهای آمریکاست. بر این اساس افزایش نگرانیها از بازگشت تحریمها مردم را وارد دور تازهای در بازار ارز کرده و ارزش دلار به عنوان دارایی مطمئن را با افزایش قیمتهای وسیعی همراه کرده است.
سکوت دولت
در این بین اما یک موضوع مبهم است؛ دلیل سکوت دولت چیست؟ اگر نگاهی به عملکرد سیاستگذاری ارزی دولت در طول ماههای گذشته بیندازیم، با حجم عظیمی از بخشنامهها و دستورالعملهای ارزی مواجه میشویم که به جای حل هیجانات قیمتی بازار و به تعادل رساندن آن، به بیثباتیهای بیشتری دامن زده است. بر این اساس اگر روند تغییرات قیمتی در بازار ارز را از زمان تکیهدادن همتی بر صندلی ریاست بانک مرکزی تا امروز مورد بررسی قرار دهیم، با افزایش 75 درصدی در قیمتهای بازار مواجه میشویم، آن هم بعد از رونمایی از بستههای سیاستی جدیدی که به جای به تعادلرساندن قیمتها، وبال گردن دولت و بازار شده است. اما در این بین روند حرکت بازار ثانویه ارزی نیز گویای آن است که حتی تلاشهای دولت برای حل مشکلات ارزی بازار با تکیه بر این بازار جدید ارزی نیز تنها راهی برای گسترش رانتخواری برای انحصارگران بازار بوده است. اما چه چیز موجب آن شده که حتی روند تغییرات قیمتی در بازار ثانویه نیز قادر نباشد برای به ثبات رساندن قیمتها در بازار ارز کاری کند؟
تقاضای بازار آزاد به سمت بازار ثانویه
هدایت شود
آنطور که فرهاد رمضان، کارشناس بازار سرمایه به «جهان صنعت» میگوید، بازار ثانویه زمانی قادر است چهره حقیقی خود را در بازار نشان دهد و به کمک بیثباتیهای قیمتی در بازار آزاد ارزی بیاید، که بتواند با نظارت دقیق دولت، نقدینگیهای شکل گرفته در بازار آزاد را به سمت خود هدایت کند و از تقاضای فیزیکی بازار بکاهد. به گفته این کارشناس بازار سرمایه، دلار نیز یک کالاست که قیمت آن بر اساس نیروهای عرضه و تقاضای بازار تعیین میشود، بنابراین قیمت ارز نماینده شاخص تورم در اقتصاد کشور است و تغییرات قیمتی آن خود را در شاخصهای تورمی نشان میدهد. آنطور که فرهاد رمضان بیان میکند، اگر سیاستگذار ارزی قادر باشد انتظارات ارزی مردم را به یک سمت و سوی منطقی هدایت کند، میتواند بر شاخصهای تورمی در اقتصاد تاثیرگذار باشد. وی راهکار عملی چنین سیاستی را شکست انحصارگری در استفاده عملی از صرافان بازار و ازدیاد تعداد صرافانی میداند که قادر باشند نوسانات قیمتی بازار را کنترل کنند. به اعتقاد رمضان، دولت باید به ابزارهایی متوسل شود که تعداد مراجعات مردم برای خرید فیزیکی ارز را کاهش دهد و با هدایت تقاضاهای فیزیکی بازار آزاد به سمت بازار ثانویه ارزی، اقدام به نوسانگیری کند و تقاضای ارزی متقاضیان را از طریق بازار ثانویه پاسخ دهد.
قیمتگذاری در دست بازار آزاد
اما آنطور که به نظر میرسد سیاستگذاری دولت در بازار ثانویه ارزی نتوانسته بهگونهای هدایتکننده جریانات ارزی بازار باشد که بتواند به کاهش قیمت و حذف انحصارگریهای بازار کمک کند. پیش از این دولت پیشبینی کرده بود که بازار ثانویه ارزی قادر خواهد بود با نیروهای عرضه و تقاضای صادرکنندکان و واردکنندگان ارزی، نیروهای هدایتکننده قیمتها در بازار آزاد را نیز در اختیار بگیرد و قیمتهای بازار آزاد را نیز به سمت قیمتهای تعیینشده در بازار ثانویه نزدیک سازد.
اما آنطور که از تغییرات قیمتی بازار برمیآید، تا امروز قیمتهای بازار آزاد بوده که هدایتگر بازار بوده، البته تفاوت قیمت وسیعی با قیمتهای بازار ثانویه دارد و این تفاوت هر روز در حال پیشی گرفتن است. بر این اساس روند تغییرات قیمتی در طول یک سال گذشته از این حقیقت تلخ پرده برمیدارد که هیچیک از بخشنامهها و دستورالعملهای سیاستی دولت، قادر به ارائه برنامه مشخص و قیمتگذاری صحیحی در بازار نبوده و تنها تلاشی نافرجام برای سرپوشگذاشتن بر سیاستهای پشت پرده دولت بوده است.
سخنرانی ترامپ دلار را گران کرد؟
سیدرضی آقامیری، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران میگوید: «افزایش قیمت دلار ربطی به نطق ترامپ در سازمان ملل نداشت. اصلا او چیز جدیدی نگفت که روی نرخ ارز تاثیری بگذارد. یعنی شاید اگر این حرفها را هم نمیزد نرخ ارز پایین نمیآمد.» آقامیری در گفتوگو با «انتخاب»، درباره علت افزایش قیمت دلار و تاثیر کانالهای تلگرامی دلالها بر این موضوع گفت: «اینکه بگوییم هیچ خبری بر افزایش قیمت دلار اثر ندارد، حرف درستی نیست اما غیر از کانالها، برخی منابع دیگر نیز اثرگذارند. در حال حاضر این تنور مدام میتابد؛ مثلا قیمت دلار در بازار 12 هزار تومان است اما 12 هزار و 800 تومان اعلام میشود. قیمت دلار صبح بالا رفته بود اما اعلام کردند که همزمان با نطق ترامپ این اتفاق افتاده. افزایش قیمت دلار ربطی به نطق ترامپ نداشت؛ اصلا او چیز جدیدی نگفت که روی نرخ ارز تاثیری بگذارد؛ یعنی شاید اگر این حرفها را هم نمیزد، نرخ ارز پایین نمیآمد.» این فعال اقتصادی ادامه داد: «در حال حاضر خیلی مساله خبری یا روانی، نرخ ارز را بالا نمیبرد؛ بلکه یک التهاب درونزاست که در خودش تولید میشود. به نوعی از کنترل خارج شده و یک التهاب و نگرانی فراوانی در کسانی وجود دارد که اندک پولی دارند و میخواهند به نوعی ارزشش را حفظ کنند. عمده کسانی که به دنبال خرید ارز هستند، پول کمی دارند و میخواهند آن را تبدیل به ارز کنند. متاسفانه بازار چند نرخی ارز باعث شده که چند نفری که میخواهند دلار تهیه کنند، تعیینکننده نرخ ارز شوند. در حالی که اگر همه اینها در یک شکل ارائه میشد چنین اتفاقی رخ نمیداد. در حال حاضر، اگر مسافری یا بیماری از سر اجبار بخواهد دلار کاغذی تهیه کند باید راهی خیابانها و صرافیها شود و چون عرضه دلار کاغذی کم است، نرخ دلار کاغذی بالا میرود و بالارفتن نرخ دلار کاغذی روی دلارهای دیگر تاثیر میگذارد.»
او درباره پیشبینی خود از قیمت دلار در روزهای آینده گفت: «مساله را باید اینگونه طرح کنیم که آیا میشود پیشگویی کرد که تدبیری اتخاذ شود که شرایط را به گونهای تغییر دهد که کسی علاقهای به خرید دلار بیشتر نداشته باشد؟ اگر به این نکته توجه کنیم و اتفاقی بیفتد که آن اتفاق راحتی خیال در داخل کشور را به همراه داشته باشد و مردم خیالشان راحت شود که نروند دلار بخرند، تنها چیزی است که میتواند این روند را متوقف کند یا پایین بیاورد. ولی اگر هیچ اتفاقی نیفتد و فضای متشنج سیاسی و بینالمللی باقی بماند یا تشدید شود، طبیعتا نباید قیمت دلار پایین بیاید.»
تنگنای ارزی دولت
در این بین عدهای سیاستهای پشت پرده دولت در دستکاری قیمتهای بازار ارز را اتهامزنی میدانند و معتقدند دولت نقشی در افزایش قیمتهای بازار ندارد، این در حالی است که همه آنچه بر بازار ارزیمان گذشته، همه ریشه در سیاستهای پشت پرده دولتی دارد که در تنگنای منابع ارزیاش گرفتار آمده و نگرانی از تنگترشدن منبع درآمدی، دولت را به سمت اتخاذ سیاستهایی از این دست کشانده است.
اما روند تغییرات قیمتی بازار نشاندهنده این واقعیت است که نمیتوان دورنمای مثبتی از بازار ارز تا زمان بازگشت تحریمها داشت. بر این اساس هرچه به روزهای بازگشت تحریمهای آمریکا نزدیکتر میشویم، بر میزان نگرانی از شرایط بیثبات اقتصادی کشور افزوده میشود و همین موضوع تقاضا برای ارز را به عنوان یک دارایی امن بالاتر میبرد. بر این اساس باید در روزهای پیش رو و با سیاستهایی که آمریکا در قبال ایران پیش میگیرد، منتظر افزایش قیمتهای وسیعتری باشیم که دیگر نه سیاستگذاری دولت قادر به کنترل آن خواهد بود و نه بازار اقتصادیمان از این پس کشش چنین نرخهایی را خواهد داشت.
بر این اساس و با دورنمایی نهچندان مطلوب که از آینده بازار ارز و به تبع آن آینده اقتصادی کشور داریم، باید به زودی شاهد افزایش قیمتهای وسیعتری در بازار اقتصادیمان باشیم که معیشت خانوارها را هدف قرار میدهد و به کوچکترشدن دوباره سفره اقتصادی خانوارها منجر خواهد شد.
مسائل سیاسی به قیمت ارز جهت میدهد
در همین حال، یک استاد دانشگاه با اشاره به جهش دوباره نرخ ارز به واکاوی علل موثر بر آن و همچنین قیمت واقعی دلار و یورو پرداخت.
محمود باغجری، استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه علت جهش قیمت دلار از گستره مسائل اقتصادی بیرون است، گفت: «واقعیت این است که حالا این مسائل سیاسی هستند که به قیمت ارز جهت میدهند. بخشی از علل افزایش قیمت دلار که حالا از مرز ۱۵ هزار تومان هم عبور کرده است به خاطر مسائل روانی است. در حالت عادی و تحت شرایط اقتصادی دلار نهایتا تا ۸ یا ۹ هزار تومان و یورو تا ۱۰ هزار تومان ارزش دارند.»
او در ادامه با تاکید بر اینکه ما در شرایط عدم اطمینان به سر میبریم، اظهار کرد: «در شرایط عادی فعالان بازار نتایج را میدانند ولی بین انتخاب گزینههای مختلف مردد هستند؛ درحالی که در شرایط عدم اطمینان فعالان اصلا نمیدانند چه چیزی قرار است اتفاق بیفتد. در چنین شرایطی این پارامترهای سیاسی هستند که تعیینکننده وقایع هستند. اینجا ما یکسری بازنده خواهیم داشت، یعنی در چنین شرایطی که ارزش کالاها بیشتر از اندازه واقعی آنهاست ممکن است با بروز اتفاقاتی در دنیای سیاست قیمتها به حالت عادی خود برگردند و کسانی که روی دلار سرمایهگذاری کردهاند دچار ضرر و زیان شوند.» این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اثر حجم بالای نقدینگی بر افزایش قیمت دلار بیان کرد: «اگر مردم همه حجم نقدینگی که در دست دارند را بخواهند به بانک مرکزی بدهند و بانک مرکزی هم در قبال آن بخواهد ذخایر طلا و دلار خود را به آنها بدهد، باز هم در بدبینانهترین حالت قیمت دلار باید در بازه ۱۴ هزار تومان ثابت بماند.»
دیدگاه تان را بنویسید