در حالی که بسیاری انتظار داشتند محمد شریعتمداری در تغییرات کابینه حذف شود او به وزارت رفاه رسید
سوسیالیسم کارگران لیبرالیسم شستا
شریعتمداری با ابرچالش بزرگی مواجه است و باید طوری عمل کند که هم بنگاهها بتوانند کار خود را ادامه دهند و هم نیروهای کارگری در سطحی از درآمد قرار بگیرند که زندگیشان تأمین شود

مثلث/ جمشید عدالتیان عضو اتاق ایران: آقای محمد شریعتمداری مدیری باتجربه است. او سالها در مقام وزارت فعالیت میکرد. وقتی در وزارت صنعت معدن و تجارت مسئولیت گرفت و موقعیت کار پیدا نکرد چون او تا آمد کاری انجام دهد، ترامپ از برجام خارج شد، مسائل مختلف در حوزه تحریم و ثبت و سفارش پیش آمد و سروسامان دادن به این اتفاقات ظرف چند ماه امکانپذیر نبود.
حالا رئیسجمهور ترجیح داد که آقای شریعتمداری در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مشغول شود. او کسی است که به واسطه یک سال حضور در وزارت صمت و سوابق اجرایی قبل از آن کاملا با نگاه کارآفرینانه آشنایی دارد. از طرفی بنا به مسئولیت امروز باید نگاهی به حوزه کارگری داشته باشد. به عبارت دیگر آقای شریعتمداری ضمن آنکه شرایط کارآفرینان را درک میکند، باید وضعیت کارگران را نیز درنظر بگیرد و انطباق این دو بر هم بسیار مهم و کار ظریفی است.
به هر حال آقای شریعتمداری نگاه کارآفرینی دارد و میداند بنگاههای اقتصادی با چه مشکلاتی مواجه هستند اما از طرفی امسال کارگران به خاطر تورم و فشار سنگین اقتصادی قدرت تأمین نیازهای معیشتی خود را ندارند. بنگاههای اقتصادی نیز با مشکلات عجیبی روبهرو شدند و نمیتوانند به خواستههای کارگران آن طور که باید جامه عمل بپوشانند. حالا اینکه در این اوضاع و احوال آقای شریعتمداری چگونه عمل کند، مسالهای است که یکی دو ماه دیگر مشخص میشود.
با در نظر گرفتن همه جوانب معتقدم آقای شریعتمداری کار خیلی سختی را در پیش دارد. اعتصابات کارگری شروع شده و پیشبینی میشود که تا چند ماه دیگر بیشتر اوج بگیرد. لذا در این موقعیت حساسیت امیدواریم آقای شریعتمداری باتجربه بتواند آرامش را به بنگاههای اقتصادی برگرداند.
در حال حاضر کارآفرینان بزرگترین قربانی وضعیت فعلی اقتصاد کشور هستند. هم دولت و هم تأمین اجتماعی از آنها انتظار دارند. کارگران با این حقوقها نمیتوانند زندگی کنند. مشتریها نمیتوانند با این قیمتها کالا بخرند و سطح تقاضا در بازار افت کرده است. در اینجا هماهنگی بین کارگران و کارفرما یکی از مسائل مهمی است که انشاءالله آقای شریعتمداری بتواند انجامش دهد. به طوری که هم چرخ بنگاههای اقتصادی به ویژه صنایع کوچک و متوسط از کار نیفتد و از مشکلاتشان گرهگشایی شود و هم زندگی کارگران تأمین شود.
در حالت فعلی تحریم، بخش خصوصی تحت فشار است و حتی مطرح میشود که بنگاهها از حالت خصوصی خارج و به حالت دولتی برگردد اما به نظر نمیرسد دولت توانایی پذیرش این مسئولیت را داشته باشد. خود دولت بزرگترین کارفرما در کشور است و بیشترین سطح اشتغال را در دست دارد، بنابراین اضافهکردن مسئولیتهایش به سادگی امکانپذیر نیست. پس نتیجه میگیریم آقای شریعتمداری با ابرچالش بزرگی مواجه است و باید طوری عمل کند که هم بنگاهها بتوانند کار خود را ادامه دهند و هم نیروهای کارگری در سطحی از درآمد قرار بگیرند که زندگیشان تأمین شود اما صندوق تأمین اجتماعی تقریبا خالی است. صندوقهای دیگر بازنشستگی هم در وضعیت بدتری به سر میبرند.
شریعتمداری با چالش بزرگی مواجه است. چون هم مسائل اجتماعی و عدالت اقتصادی مطرح است. باید دید که او چه راه میانهای را پیش میگیرد. بعضی از صنایع بزرگ را نمیشود فعلا خصوصی کرد ولی صنایع کوچک و متوسط که خصوصی هستند چشمانتظار کمک از طرف وزارت صمت هستند از طرف دیگر کارگران چشم امید به تأمین اجتماعی و دریافت خدمات درمانی و رفاهی دارند.
فکر میکنم آقای شریعتمداری مسئولیتی را پذیرفته که خیلی سنگین است. شاید کسی امروز در این شرایط حاضر نبود مسئولیت سنگین وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را بپذیرد.
به نظر میآید تضادهایی که در کابینه بود بین آقای شریعتمدار و وزرای گذشته یا وزرا با مجلس امروز کمتر شده است ولی اینکه کلا کابینه چه نوع بینشی را در حال حاضر دارد و چه استراتژی را دنبال میکند، مشخص نیست. میتوان حدس زد عبور از بحران تحریمها در دو سال آینده هدف دولت است و به هر حال کجدار مریض باید رفتار کند. مسئولان دولت امیدوارند این دو سال آخر را به سلامتی طی کنند و کشور را در حالت بهتری به رئیسجمهور بعدی تحویل دهند ولی استراتژی فعلی عبور از بحران و تورم است. حالا اینکه آیا وزرای فعلی مدیران بحران هستند یا خیر، نمیتوان قضاوت دقیقی داشت چون این مدیران در شرایط عادی کار کردند اما در شرایط بحران نمیدانم تا چه حد کارآمد هستند.
معتقدم آقای شریعتمداری مدیر بحران است چون زمانی وزیر بازرگانی بود و آن زمان هم شرایط سختی وجود داشت. در دولت یازدهم نیز او معاون اجرایی رئیسجمهور بود، تقریبا با شرایط مدیریت جهادی آشنا است. در حال حاضر نیز برای عبور از بحران مدیریت جهادی لازم است. احتمال دارد او با شناخت و تجربه سالیان قبل خود بتواند از پس این چالش عظیم برآید.
دیدگاه تان را بنویسید