نقش واشنگتن در ایجاد مناقشه عربی چیست؟
وقتی کاخ سفید «میانجی» میشود

ایالاتمتحده آمریکا همچنان سعی دارد در مناقشه اخیر اعراب، نقش یک میانجی را ایفا کند! این در حالی است که واشنگتن در ایجاد و استمرار این بحران دست داشته است. بدیهی است که در چنین شرایطی اساسا ایالاتمتحده آمریکا صلاحیت ورود به مناقشه دوحه و ریاض را ندارد. طی روزهای اخیر، مقامات قطری و عربستانی مشغول رایزنی با ایالات متحده آمریکا بر سر بحران ایجاد شده در منطقه هستند. این در حالی است که رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ایالاتمتحده آمریکا و از آن بالاتر، دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحدهآمریکا خود مولد بحران موجود در میان اعراب خلیجفارس هستند. از سوی دیگر، عدم پذیرش شروط آمرانه و عجیب کشورهای عربی از سوی قطر، معمای روابط دوحه و ریاض را وارد فاز تازهای کرده است. عربستان بهعنوان اصلیترین حامی تروریسم در منطقه، هماکنون نمیتواند خشم خود را از قطر پنهان کند.یکی از شروط عربستان و متحدانش برای عادیسازی روابط با قطر، قطع روابط دوحه با تهران است. با این حال اخیرا مقامات کشورمان و قطر، بر توسعه روابط با یکدیگر تاکید کردند.بهطور کلی، ایالاتمتحده مشی مشخصی در قبال منطقه دارد. ناامنسازی منطقه غرب آسیا، یک استراتژی کلان در سیاست خارجی ایالاتمتحده محسوب میشود. هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نسبت به این خطمشی استراتژیک و راهبردی پایبند هستند. در این معادله، تفاوتی میان کبوترها و بازهای آمریکایی وجود ندارد. در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، رئیسجمهور سابق ایالاتمتحده نیز شاهد تکیه مقامات آمریکایی بر همین استراتژی و راهبرد کلان بودیم. تاسیس داعش توسط ایالاتمتحده آمریکا و تجهیز آن در همین راستا صورت گرفت. هماکنون، در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ نیز این مشی راهبردی همچنان به دستورالعمل اصلی سران کاخ سفید تبدیل شده است.
درخصوص بحران ایجاد شده میان عربستان سعودی و قطر، نکاتی وجود دارد که باید نسبت به آنها توجه شود. مهمترین نکته اینکه اساسا سران آلسعود با دستور مستقیم ایالات متحده اقدامات غیرمتعارف اخیر علیه دوحه را طرحریزی و اجرا کردهاند. بدیهی است که نقش واشنگتن در این مناقشه انکارناپذیر است. از زمان سفر منطقهای ترامپ به عربستان سعودی و قطر، این بحران آغاز و سپس تشدید شد. بسیاری از تحلیلگران مسائل منطقه، سفر ترامپ و لابیها و رایزنیهای صورت گرفته میان سران آلسعود و رئیسجمهور آمریکا را نقطه آغاز مناقشه اخیر میدانند. در چنین شرایطی رکس تیلرسون وزیر امور خارجه دولت ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی سعی دارند نقش یک میانجی را در مناقشه دوحه و ریاض ایفا کنند. آنها بهگونهای رفتار میکنند که گویا اساسا نسبت به شکلگیری این مناقشه خبر ندارند و نقشی نیز در ایجاد و استمرار آن ایفا نکردهاند. این بازی دوگانه مقامات آمریکایی از سوی سران دو حزب دموکرات و جمهوریخواه مسبوق به سابقه بوده است. به عبارت بهتر، روسایجمهور ایالاتمتحده آمریکا پس از هر بحرانی که در نظام بینالملل ایجاد میکنند، در کسوت میانجیگر همان بحران ظاهر میشوند. این در حالی است که در روابط بینالملل، میانجی و واسطهگر تعریف مشخصی دارند. بر این اساس، کسی که مولد بحران است، نمیتواند در کسوت یک میانجی ظاهر شود.
نکته بعدی، به نارضایتی کشورهای اروپایی از نقش ایالاتمتحده آمریکا در ایجاد بحران میان عربستان سعودی و قطر بازمیگردد. زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه آلمان صراحتا شروط تحمیل شده بر قطر را ناعادلانه دانسته است. از سوی دیگر، نامزد صدراعظمی آلمان و رئیس سابق پارلمان اروپا در تازهترین اظهارات خود، سیاست تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا را مورد انتقاد جدی قرار داده و تاکید کرده که کشورش نباید از این سیاست تبعیت کند. وی همچنین از آنگلا مرکل خواسته تا دست از روشهای مبهم بردارد و مواضع قاطعانه و شفافی را در مقابل دونالد ترامپ رئیسجمهور جنجالی ایالاتمتحده آمریکا اتخاذ کند. با این حال، نقطه اوج اظهارات مارتین شولتز، به نقش واشنگتن در تشدید مناقشه عربستان سعودی و قطر بازمیگردد. او در گفتوگو با روزنامه آلمانی «دیولت» میگوید: «رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا بودجه تسلیحاتی این کشور را افزایش داده است. همچنین ترامپ به صورت همزمان قصد دارد از اروپا عقبنشینی کند. باید این سوال را پرسید که ترامپ دقیقا بهدنبال چیست و چه هدفی را دنبال میکند؟ او به دور دنیا سفر میکند و اختلافاتی مانند اختلاف عربستان و قطر را تشدید میکند. این موارد نشان میدهد که ما نباید از منطق تسلیحاتی آمریکا و دولت ترامپ تبعیت کنیم. تبعیت از این رویکرد ما را دچار گرفتاری خواهد کرد.»
همانگونه که در اظهارات مارتین شولتز نیز تاکید شده است، ایالاتمتحده آمریکا نقش بسزایی در تشدید بحران میان عربستان و قطر داشته است.این نقشآفرینی، همچنان ادامه دارد. واشنگتن، در قبال بحران موجود، اهداف کوتاهمدت و بلندمدتی را تعریف کرده که به صورت مفصل بعدها به آن خواهیم پرداخت.
بخشی از اهداف آمریکا در قبال مناقشه اخیر، به سیاستهای تسلیحاتی ایالاتمتحده در منطقه بازمیگردد. این همان موضوعی است که در سخنان مارتین شولتز نیز نسبت به آن تاکید شده است. بدیهی است که اگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا در پازل چیده شده منطقهای توسط واشنگتن ایفای نقش کنند، هزینه زیادی را به صورت خودخواسته بر پیکره اروپای واحد تحمیل خواهند کرد.
سیاستهای تسلیحاتی دولت ترامپ برای اروپا بهشدت هزینهساز است. نکته جالب توجه اینکه در شرایطی که احزاب و گروههای اروپایی این بازی خطرناک را درک کردهاند، همچنان برخی کشورها در منطقه مانند عربستانسعودی ترجیح میدهند به بازی خطرناک خود در زمین ایالاتمتحده و دولت ترامپ ادامه دهند. بدیهی است که فرجام این بازی، گرفتاری در باتلاقی خطرناک برای دولت ترامپ و متحدان و وابستگان آن خواهد بود. عربستان سعودی نیز بهعنوان یکی از مهرههای منطقهای ایالاتمتحده آمریکا از این قاعده مستثنی نیست. بدیهی است که مناقشه اخیر، هزینههای زیادی را برای عربستان به همراه خواهد داشت که ملک سلمان و فرزندش همچنان متوجه آن نیستند. آنها زمانی به این نکته پیخواهند برد که دیگر فایدهای نخواهد داشت.....
دیدگاه تان را بنویسید