«مثلثآنلاین» گزارش میدهد
پایان اصلاحات؟
بسیار بعید است که اصلاحطلبان بتوانند به این زودیها در عالم سیاست ایران ظهور و بروزی داشته باشند.

گروه سیاست مثلثآنلاین: جریان اصلاحات که در دوم خرداد 1376 متولد شد، اکنون در خرداد 1400 وضعیت مناسبی ندارد و وضعیت نابسمان امروزی اصلاحات و اصلاحطلبان نه لزوما به رأی نیاوردن نامزد مورد نظرشان یعنی همتی که بیشتر به از دسترفتن کامل سرمایه اجتماعیشان باز میگردد. اصلاحطلبان در انتخابات مجلس یازدهم هم شکست سنگین دیگری را تجربه کردند؛ به نحوی که مجید انصاری، به عنوان نفر اول آنها در حدود 80هزار رأی آورد. اصلاحطلبان بعد از آن با ذکر نامهای مختلف از محمدجواد ظریف تا اسحاق جهانگیری و... سعی کردند جامعه را به واکنش وادار کنند اما جامعه خسته از عملکرد دولت روحانی و اصلاحطلبان تحت هیچ شرایطی راضی به حمایت از اصلاحطلبان نشدند تا آنکه در انتخابات اخیر همه آنها پشت سر عبدالناصر همتی قرار گرفتند که مشاهده شد آراء همتی حتی به اندازه آراء باطله هم نشد و باز هم شکستی سخت بر جبهه اصلاحات وارد آمد. اما اصلاحطلبان در پرتو سیاسی آینده ایران چه جایگاهی خواهند داشت؟ آیا آنها میتوانند بازهم در عالم سیاست نقشآفرین باشند؟ برای پاسخ به این پرسشها باید چند موضوع را مدنظر قرار داشت.
1. اصلاحطلبان در حال حاضر پایگاه اجتماعی خود را از دست دادهاند و برای ترمیم اعتماد مخاطبانشان دیگر جایگاهی در بدنه قدرت رسمی هم ندارند تا بتوانند احیانا با عملکردشان اعتمادسازی کنند؛ چه آنکه در هشت سال گذشته که دولت در اختیارشان بود هم نتوانستند چنین کنند. بنابراین به نظر میرسد آنها در خلأ قدرت اجرایی و تقنینی به سمت تخریب دولت و مجلس بروند تا شاید از این دریچه بتوانند با نفی وضع موجود خود را نیروهایی کارآمد جلوه دهند؛ در واقع احتمالا یکی از دستور کارهای اصلاحطلبان در آینده سیاهنمایی، افزایش کاذب مطالبات و فشار بر افکار عمومی خواهد بود.
2. جبهه اصلاحات یک مانع درونی هم پیش رو دارد؛ آنکه اکنون با دو طیف مهم در اصلاحات مواجهیم؛ نخست آنها که بنا دارند فضای گفتمانی اصلاحطلبان را رادیکالتر از گذشته کنند و به نوعی نزدیک به اپوزیسیون شوند و آنهایی که برای کسب قدرت اهل تعامل هستند. به نظر میرسد در این میانه ایجاد شکاف عمیق بین اصلاحطلبان شاهد نوعی انشقاق درونسازمانی خواهیم بود؛ تا حدی که ممکن است برخی از جبهه اصلاحات اخراج شوند؛ گزارهای که پیش از انتخابات هم علی صوفی بیان کرد و گفت که اگر کارگزاران خلاف نتیجه نهاد اجماعساز اقدامی کند، از جبهه اصلاحات ایران اخراج میشود؛ با چنین شرایطی بسیار سخت است که تصور کنیم اصلاحطلبان بتوانند خود را احیاء کنند.
3. اصلاحطلبان در حال حاضر دیگر سر هم ندارند؛ به این معنا که اگر در گذشته خاتمی میتوانست حرف آخر را برای اصلاحطلبان بزند، اکنون علاوه بر آنکه خاتمی در بین سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان مرجعیت ندارد، بسیاری از اصلاحطلبان هم از او عبور کردهاند. در این شرایط هر کنش سیاسی و حتی اجتماعی اصلاحطلبان با موفقیت روبهرو نمیشود زیرا در جبهه اصلاحات آنقدر اختلاف نظر وجود دارد که بعید است بتوانند در هر موضوعی به وحدت برسند.
در آخر به نظر میرسد که جبهه اصلاحات تا مدتی نامعلوم از صحنه سیاست ایران کنار خواهد رفت و دیگر دستِکم با شیوه و ترکیب فعلی آنها نمیتوانند ظهور و بروزی داشته باشند.
دیدگاه تان را بنویسید