«مثلثآنلاین» گزارش میدهد؛
خاورمیانه باتلاق آمریکاییها، از عراق تا افغانستان
آمریکا با وجود چنین برنامهریزیهای گسترده هیچگاه نتوانست به اهداف خود در منطقه برسد و همواره با شکست روبهرو شد.

گروه سیاست مثلثآنلاین: خاورمیانه گویی باتلاقی برای آمریکاییهاست؛ آنها که بیش از دو دهه پیش به بهانه واهی حمله به برجهای دوقلو و مسئله تروریسم وارد افغانستان شدند تا سالها در منطقه حضور داشته باشند و به ماجراجوییهای متعدد بپردازند و علاوه بر دو تریلیون دلار هزینه، موجب کشتهشدن هزاران نظامی و غیرنظامی در افغانستان شدند و بعد از آن بازهم با توجیهی دیگر وارد عراق شدند و با ساقطکردن صدام جای پای خود را در این کشور نیز محکم کنند و افزون بر این مواجهههای مستقیم هر کشوری که ممکن بود را با دلارهای آمریکایی میخریدند تا پایگاههای خود را در آنها علم کنند اما آمریکا با وجود چنین برنامهریزی وسیعی هیچگاه نتوانست به اهداف خود برسد و همواره با شکست روبهرو شد؛ نمونه آخرش همین افغانستان که در نهایت آمریکاییها بساط خود را جمع کردند و رفتند و حالا جو بایدن، رئیس جمهوری فعلی این کشور میگوید: «ماموریت ما در افغانستان هرگز ساخت کشور نبوده بلکه ما بر مبارزه با تروریسم و جلوگیری از حملات به خاک آمریکا متمرکز هستیم».
آنچه بایدن گفت به شکل ویژه آمریکا را محکوم میکند زیرا او آشکارا و صراحتا از شکست آمریکا در تحقق بخشیدن به آنچه با اشغال افغانستان دنبال میکرد، میگوید و با وجود تمامی وعدههای کشورش برای پایان دادن به طالبان و نابودی آن، این گروه در افغانستان گسترش یافته و مردم افغانستان نیز در طول 20 سال اشغالگری آمریکا علیرغم تمامی ادعاهای مطرح شده در مورد ایجاد یک عصر جدید برایشان، با شرایط امنیتی و معیشتی دشواری مواجه بودهاند.
نقش آمریکا در افغانستان تنها به غارت منابع آن محدود نشده بلکه شامل برهم زدن امنیت و ثبات این کشور نیز میشود. طبق گزارش دیدهبان حقوق بشر در سال 2019، نیروهای افغان مورد حمایت سیا، بدون طی روال قانونی حکمهای اعدام را اجرا کرده و بدون اینکه محاکمه شوند، مرتکب جنایات دیگری شدند به این شکل که این نیروها در یورشهای شبانه غیرنظامیان را به شکلی غیرقانونی به قتل رسانده و زندانیان را مخفی کرده و به برخی زیرساختهای بهداشتی به بهانه اینکه شورشیها را مداوا کرده بودند، حمله کردند.
به هر حال شکست آمریکا در افغانستان هر روز ابعاد تازه تری به خود میگیرد و رازهای بیشتر را آشکار میسازد. افغانستان یک نمونه زنده از سیاست خارجه آمریکا است که اهداف و توجیههای واهی را ایجاد میکند تا به کشورها یورش نظامی ببرد و اگر نتواند، با اعلام جنگ اقتصادی و سیاسی به آنها یورش میبرد تا منافع خود را محقق کند و سپس آنها را با آن سرنوشتی که برایشان رقم زده، رها میکند.
افغانستان تنها نمونه نیست و در طول تاریخ موارد زیادی از این قبیل وجود داشته مانند جنگ ویتنام از سال 1962 تا 1975 ، جنگ عراق 2001 تا 2003 و افغانستان از 2001 تاکنون و اینها تنها بخشی از سیاستهای شکست خورده آمریکا در حوزه سیاست خارجی این کشور میباشد که در هر مورد جز ایجاد نا امنی و بی ثباتی در آن کشور، نتیجه دیگری نداشته است.
استراتژیهای آمریکا در افغانستان، علیرغم تجربه روشن شکست پرهزینه، چندین بار اشغالگری و تجاوز و جنگ آمریکا با کشورهای دیگر و نیز اطلاعات دقیق از وضعیت داخلی افغانستان، بافت قومی، سیطره سنت و مذهب بر زندگی جمعی، ساختار سیاسی و تجربه ده ها سال جنگ خونین داخلی و سلطه تروریسم، همواره نامطمئن و عاری از پشتوانه های عمیق و راهبردی و مجرب بوده است.
همه این راهبردها با شکست مواجه شدهاند؛ چه در عرصه وارد کردن الگوی دموکراسی امریکا با مؤلفهها و شاخصههای ایدئولوژی سیاسی و فکری لیبرالیسم، چه در زمینه دولت سازی و ایجاد ساختارهای مدرن حکومت و قانون و چه در خصوص برقراری امنیت و استقرار ثبات و انهدام تهدیدها و سرکوب عوامل مخرب و نابودی هسته های زایش و افزایش بحران در بیرون و درون مرزهای افغانستان.
در هر صورت مسئله افغانستان از دیدگاه روابط بین الملل یک مسئله مهم است که هر گونه تغییر و تحول در این کشور بر سایر بازیگران عرصه بین الملل به خصوص کشورهای همسایه تاثیر گذار خواهد بود. کشورهای همسایه افغانستان بهطور خاص و کشورهای اسلامی و جامعه جهانی وظیفه دارند با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارند در جهت ایجاد صلح ، امنیت و ثبات تلاش کنند.
جمهوری اسلامی ایران با توجه به توانمندی بالایی که در حل و فصل مناقشات بین المللی دارد همیشه خواستار کاهش فوری تنش، احترام به حاکمیت قانون و گفتوگوی موثر است و تنها راه حل این بحران در افغانستان، اتحاد همه اقوام و گروه های سیاسی و تشکیل دولت فراگیر متشکل از تمام اقوام این کشور است.
دیدگاه تان را بنویسید