تقابل کارگزارانیها با اصلاحطلبان بالا گرفت
کرباسچی: حرفهای اصلاحطلبان چارچوب ندارد
غلامحسین کرباسچی گفت: شما دموکراسی را خیلی منجمد تعریف میکنید. میگویید الا و لابد کسی که اکثریت مردم به زعم من میخواهند باید تأیید صلاحیت شود والا من در انتخابات نمیآیم.

به گزارش مثلثآنلاین، غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در گفتوگو با روزنامه «شرق» داشت است که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید:
*اگر جایی انتخابات وجود نداشته باشد، میتوانید بگویید دموکراسی وجود ندارد. اینکه گفتم انتخابات ناموس دموکراسی است، یعنی یک امر حیاتی برای تحقق دموکراسی. حالا شما ممکن است بگویید این انتخاباتی ناقص یا باطل است، ولی به هر حال هر کجا دموکراسی باشد باید پای انتخابات در کار باشد.
*اگر خطری برای ناموس شما اتفاق بیفتد، او را دور میاندازید؟ دفاع از ناموس دو نوع است؛ یکی اینکه در زمان تعرض مبارزه کنید و طرف را از میدان خارج کنید. گاهی هم زور شما نمیرسد، اما دست از ناموستان برنمیدارید؛ یعنی اگر زورتان به کسی که تعرض میکند نرسید، ناموستان را رها نمیکنید و سعی میکنید با همه ناراحتیای که دارید حفظش کنید.
*شما دموکراسی را خیلی منجمد تعریف میکنید
*من میگویم الان کسانی که رأی نمیدهند، تسلیم شرایطی شدهاند که مخالفش هستند. من بهعنوان کسی که به کاندیدای دیگری رأی میدهم، تلاش میکنم شرایطی را که نمیپسندم، به هم بزنم؛ پس من تابع دموکراسی هستم. اتفاقا شما با ترک صحنه روش ضددموکراسی را عملا تثبیت میکنید.
*شما دموکراسی را خیلی منجمد تعریف میکنید. میگویید الا و لابد کسی که اکثریت مردم به زعم من میخواهند باید تأیید صلاحیت شود والا من در انتخابات نمیآیم. مثلا اکثریت مردم الان میگویند آقای خاتمی رئیسجمهور شود، خب مثلا قانون این اجازه را نمیدهد، اینکه این قانون درست است یا غلط را باید جای دیگری بررسی کرد.
*آقای هاشمی با روحیه همیشگی خودش که میگفت باید از هر وضعیتی یک فرصت ساخت، در 92 فرصتی ساخت و آقای روحانی رئیسجمهور شد. این دموکراسی بود یا نبود؟ ما ردصلاحیت آقای هاشمی را قبول نداشتیم. برخی با اختیارات خود این کار را کرده بودند، اما عده زیادی به این کار اعتراض داشتند. خب این ضددموکراسی بود؟ یعنی انتخاب آقای روحانی زمانی که آقای هاشمی ردصلاحیت شده بود، خلاف دموکراسی بود؟
*حرفهای اصلاحطلبان چارچوب ندارد.
*من میگویم اصلاحطلبان نحلهای از قدرت در جمهوری اسلامی هستند که حرفهای خوبی میزنند؛ اما هیچ وقت نشده که حرفهایشان را چارچوبدار کنند. بگویند اگر دموکراسی برای کشور خوب است، در داخل گروه و حزب خودمان هم خوب است، نه اینکه در داخل خودمان با تمهیداتی لابی کنیم و یک گروه را جلو بیاوریم و با هر گروه یک جور حرف بزنیم.
- تعریف اصلاحطلبی در 25ساله گذشته جامع و مانع نیست؛ بنابراین نمیتوانم بگویم من جزء اصلاحطلبان هستم و شما اصولگرا یا برعکس.
- ما در حزب اعلام کردیم برنامهای داریم اگر آقای رئیسی، قالیباف و هرکس دیگری واقعا حاضر باشند این برنامه را اجرا کنند، تقدیمشان میکنیم چون اصل برای ما برنامه است. اگر واقعا اصلاحطلبان میخواستند و میخواهند در انتخابات برنامهمحور شرکت کنند، اصل این است که بگویند ما با هفت کاندیدا صحبت میکنیم ببینیم کدامشان برنامه ما را قبول دارند. حالا کاندیداهای ما را زدهاند و خیلی هم ناراحت هستیم، اما اگر اینها برای هشت سال آینده حاضرند برنامه ما را اجرا کنند مشکلی نداریم.
تقبل کارگزارانیها با اصلاحطلبان بالا گرفت
کرباسچی: حرفهای اصلاحطلبان چارچوب ندارد
غلامحسین کرباسچی گفته است: شما دموکراسی را خیلی منجمد تعریف میکنید. میگویید الا و لابد کسی که اکثریت مردم به زعم من میخواهند باید تأیید صلاحیت شود والا من در انتخابات نمیآیم. مثلا اکثریت مردم الان میگویند آقای خاتمی رئیسجمهور شود، خب مثلا قانون این اجازه را نمیدهد، اینکه این قانون درست است یا غلط را باید جای دیگری بررسی کرد.
به گزارش مثلثآنلاین، غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در گفتوگو با روزنامه «شرق» داشت است که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید:
*اگر جایی انتخابات وجود نداشته باشد، میتوانید بگویید دموکراسی وجود ندارد. اینکه گفتم انتخابات ناموس دموکراسی است، یعنی یک امر حیاتی برای تحقق دموکراسی. حالا شما ممکن است بگویید این انتخاباتی ناقص یا باطل است، ولی به هر حال هر کجا دموکراسی باشد باید پای انتخابات در کار باشد.
*اگر خطری برای ناموس شما اتفاق بیفتد، او را دور میاندازید؟ دفاع از ناموس دو نوع است؛ یکی اینکه در زمان تعرض مبارزه کنید و طرف را از میدان خارج کنید. گاهی هم زور شما نمیرسد، اما دست از ناموستان برنمیدارید؛ یعنی اگر زورتان به کسی که تعرض میکند نرسید، ناموستان را رها نمیکنید و سعی میکنید با همه ناراحتیای که دارید حفظش کنید.
*شما دموکراسی را خیلی منجمد تعریف میکنید
*من میگویم الان کسانی که رأی نمیدهند، تسلیم شرایطی شدهاند که مخالفش هستند. من بهعنوان کسی که به کاندیدای دیگری رأی میدهم، تلاش میکنم شرایطی را که نمیپسندم، به هم بزنم؛ پس من تابع دموکراسی هستم. اتفاقا شما با ترک صحنه روش ضددموکراسی را عملا تثبیت میکنید.
*شما دموکراسی را خیلی منجمد تعریف میکنید. میگویید الا و لابد کسی که اکثریت مردم به زعم من میخواهند باید تأیید صلاحیت شود والا من در انتخابات نمیآیم. مثلا اکثریت مردم الان میگویند آقای خاتمی رئیسجمهور شود، خب مثلا قانون این اجازه را نمیدهد، اینکه این قانون درست است یا غلط را باید جای دیگری بررسی کرد.
*آقای هاشمی با روحیه همیشگی خودش که میگفت باید از هر وضعیتی یک فرصت ساخت، در 92 فرصتی ساخت و آقای روحانی رئیسجمهور شد. این دموکراسی بود یا نبود؟ ما ردصلاحیت آقای هاشمی را قبول نداشتیم. برخی با اختیارات خود این کار را کرده بودند، اما عده زیادی به این کار اعتراض داشتند. خب این ضددموکراسی بود؟ یعنی انتخاب آقای روحانی زمانی که آقای هاشمی ردصلاحیت شده بود، خلاف دموکراسی بود؟
*حرفهای اصلاحطلبان چارچوب ندارد.
*من میگویم اصلاحطلبان نحلهای از قدرت در جمهوری اسلامی هستند که حرفهای خوبی میزنند؛ اما هیچ وقت نشده که حرفهایشان را چارچوبدار کنند. بگویند اگر دموکراسی برای کشور خوب است، در داخل گروه و حزب خودمان هم خوب است، نه اینکه در داخل خودمان با تمهیداتی لابی کنیم و یک گروه را جلو بیاوریم و با هر گروه یک جور حرف بزنیم.
*تعریف اصلاحطلبی در 25ساله گذشته جامع و مانع نیست؛ بنابراین نمیتوانم بگویم من جزء اصلاحطلبان هستم و شما اصولگرا یا برعکس.
*ما در حزب اعلام کردیم برنامهای داریم اگر آقای رئیسی، قالیباف و هرکس دیگری واقعا حاضر باشند این برنامه را اجرا کنند، تقدیمشان میکنیم چون اصل برای ما برنامه است. اگر واقعا اصلاحطلبان میخواستند و میخواهند در انتخابات برنامهمحور شرکت کنند، اصل این است که بگویند ما با هفت کاندیدا صحبت میکنیم ببینیم کدامشان برنامه ما را قبول دارند. حالا کاندیداهای ما را زدهاند و خیلی هم ناراحت هستیم، اما اگر اینها برای هشت سال آینده حاضرند برنامه ما را اجرا کنند مشکلی نداریم.
دیدگاه تان را بنویسید