حال و روز سینمای دفاع مقدس در چهارمین دهه حیات چگونه است؟
دفاع از سینمای مقدس
تنگه ابوقریب، پس از گذشت 30 سال از پایان جنگ توانسته عده زیادی را به سینماها بیاورد، جوانان و نوجوانان زیادی از نسل سوم و چهارم انقلاب را در صفهای جشنواره به دنبال خود بکشاند و روایت روزهای دفاع را برای آنان نمایش دهد

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمنماه 1357، سینما شاید مهمترین حوزهایی بود که از این رویداد سیاسی، بیشترین تاثیرها را پذیرفت. در واقع آنچه در فضای سینما و تئاتر ایران جریان داشت و البته رادیو و تلویزیون را نیز متاثر از خود کرده بود، فاصله زیادی با آرمانها و ایدئولوژی مردمی بود که دستی بر آتش انقلاب داشتند. همچنین سیاسیکاری برخی هنرمندان و بازیگران در سالهای منتهی به انقلاب منجر به آن شد که بسیاری از فعالیت در این فضا دست بکشند و راه دیگری را پیش گیرند. سینمای ایران در برهه بعد از انقلاب، هنوز مشغول کشاکش هویتی با کارگزاران و مخاطبانش بود که ناگهان با پدیده تازهای به نام جنگ مواجه شد. اتفاقی که سوژهها و افق تازهای را پیش روی آنان میگشود که نویدبخش تحولات تازهای برای آنان به شمار میرفت. تحولات تازهای که میتوان تولد ژانر دفاع مقدس در ایران را بزرگترین دستاورد آن به حساب آورد.
مروری کلی بر تاریخچه آمار تولید فیلمهای دفاع مقدس و فروش آنان در گیشه سینماها، نشان از آن دارد که سالهای ۶۲، ۶۳، ۶۷ و ۷۴ را میتوان سالهای درخشان سینمای دفاع مقدس دانست. سالهایی که سینماگران مشغول تولید فیلمهای مختلفی در این ژانر بودند و از سوی دیگر مخاطبان نیز، با اشتیاق به دیدن این تولیدات روز در سالنهای سینما مینشستند. از سوی دیگر اما به لحاظ کمی و آمار فروش فیلمها، سالهای
60 ، 81 ،84 ، 87 ، 88 ، 89 ، 90 و 91 را میتوان ضعیفترین سالها برای ژانر دفاع مقدس در سینمای ایران ارزیابی کرد. سالهایی که به دلیل قوت گرفتن فضای تازهای در سینما، مخاطبان اقبال بیشتری به محصولات دیگر نشان دادند و در نتیجه این ژانر نتوانست کارنامه موفق خود در سالهای پیشین را نیز به این دهههای تازه وارد کند.
نگاهی به فهرست آثار سینمایی تولید شده طی سالیان ابتدای دفاع مقدس نشان از آن دارد که شیوه مدیریت مسئولان سینمایی در هر دوره و هر سازمان، تاثیر عمدهای در خروجی سینماگران دارد. به این معنا که در دو سال اول ظهور و بروز سینمای دفاع مقدس، درمجموع سه فیلم سینمایی مرز به کارگردانی جمشید حیدری، رهایی به کارگردانی رسول صدرعاملی و جانبازان ساخته ناصر محمدی ساخته و اکران شده است. فیلمهایی که میتوان هر سه آنها را محصول دوره مدیریت مهدی کلهر در سینمای ایران به حساب آورد و البته فضای اجتماعی جامعه در آن زمان را نیز نباید از نظر دور داشت. به هرحال و در حال و هوای استقبال از فیلمهای تهییجی بود که در همین سالهای نخست دفاع مقدس، خلق فیلمهای جنگی در سینمای ایران یک ارزش محسوب میشد و البته کیفیت این آثار نیز در اقبال مخاطب به آن نقش مهمی داشت. پس از این دوره و با نزدیکشدن به سالهای میانی دفاع مقدس، سینماگران دیگر نیز پا به این عرصه گذاشتند و فضای سینمای دفاع مقدس را بیش از پیش دگرگون کردند. اندیشمندان و منتقدین عرصه سینما برآنند که میتوان سال ۱۳۶۲ را نقطه عطفی در تاریخ سینمای دفاع مقدس ایران به حساب آورد. مقطعی که با ورود نگاهی تازه به عرصه مدیریت روبهرو شد و در نتجه دستاوردهای متفاوتی نیز برای فعالین این حوزه به بار نشست. در همین سال و به مرور در سالیان پس از آن بود که پایههای سینمای ایران، در دوره بعد از انقلاب با تعاریف و چارچوب مشخص گذاشته شد. شاید مهمترین دلیل این تعیین حدود و تعاریف، رخدادی به نام جنگ بود که سینماگران و مخاطبان را به واکنش واداشته بود و از همین رو، سینمای دفاع مقدس بود که از رهگذر بنیانگذاری خود، سینمای بعد از انقلاب را نیز به درستی سر و سامان داد. ورود رسول ملاقلیپور با فیلم نینوا به میدان دفاع مقدس از یکسو و پس از آن ساخت و اکران هویت به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، سرآغاز تازه و قوی برای این ژانر بود که منجر به نضجگیری آن در میان مخاطبان و جامعه ایرانی شد. نکته قابل توجه و مهم آنکه رونق سینمای دفاع مقدس در سالهای نخست فعالیت از طرفی مرهون فضای عمومی سینما نیز به حساب میآمد و از سوی دیگر نیز تاثیر زیادی در قوتگرفتن این سینمای ساکت داشت. به این معنا که همزمان با ساخت و اکران نینوا و هویت، فیلم عقابها روی پرده سینماها به اکران درآمده بود که در آن زمان توانست سهم 8 تا 9 میلیون نفر از مخاطبان در کشور را به خود اختصاص دهد. فیلمی که پرمخاطبترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفته است. همین تاثیر دوجانبه بود که پس از گذر چندی، پای نامهای آشنا را نیز به سینمای دفاع مقدس باز کرد. در سالهای میانی دهه شصت بود که نامی همچون بهرام بیضایی در میان کارگردانان آثار سینمایی جنگ و دفاع مقدس دیده میشود. باشو غریبهای کوچک، فیلمی بود که بیضایی در سال 1364 آن را تولید کرد و هرچند برای مدتی پنج سال در توقیف ماند اما پس از اکران در سال 1369، به خوبی از سوی تماشاگران مورد استقبال واقع شد.
سالهای پایانی دهه شصت، نوید اتمام دفاع مقدس را داشت و از همینرو سینمای دفاع مقدس نیز به برهه تازهای وارد میشد. دورهای که در این زمان شاید روزهای اوج خود را سپری میکرد و البته هنوز یک دهه برای سپریکردن این روزها پیش رو داشت. سینمای دفاع مقدس با آثار ابراهیم حاتمیکیا و ملاقلیپور، چارچوب مشخصی یافته بود که پیش از این به درستی در آثار دیگران دیده نمیشد. ذائقه مخاطب و فضای تقدس حاکم بر جامعه در این دوره از تاریخ، منجر به ظهور سبک خاصی از مواجهه با سوژههای دفاع مقدس شد که البته در سالهای بعد از این، تا حدودی شکسته شد. فیلمهایی چون دیدهبان و پرواز در شب، تعریفی جامعی از سینمای دفاع مقدس ارائه دادند و تعریف از المانهای تصویری تا شیوه شخصیتپردازیها و خودداری از قهرمانپروری و نمایش نکات تمایز سینمای دفاع مقدس ایرانی از مشابهات خارجی آن، نمونههای مهم این ویژگیها به شمار میآمد.
سینمای دفاع مقدس، ژانر تازه و مهمی در سینمای ایران است که امروز بعد از گذشت 30 سال، هنوز امکانات بسیاری برای نوآوری و پرورش خلاقیت در خود دارد. به این معنا که وقتی فیلمی همچون تنگه ابوقریب، پس از گذشت سی سال از پایان جنگ توانسته عده زیادی از جمله جوانان و نوجوانان نسل سوم و چهارم انقلاب را در صفهای جشنواره به دنبال خود بکشاند و روایت روزهای دفاع را برای آنان نمایش دهد نشان از آن دارد که این سینما هنوز راههای نرفته و تازهای پیش رو دارد.
دیدگاه تان را بنویسید