گفت و گوی مثلث با فرهاد اصلانی
فرهاد اصلانی: دوست دارم مسئولیت فیلم را بپذیرم
شکور و فراز و فرود مغزهای کوچک زنگزده

«شکور»؛ کاراکتری بود که شما در مغزهای کوچک زنگزده به ایفای نقش در آن پرداختید. نسبت این شخصیت با واقعیت چیست؟ همچنین نقش پردازش شما به عنوان بازیگر درباره شخصیت شکور چگونه بوده است؟
تجربیات شخصی من، سناریو و نقطه نظراتی که نویسنده و کارگردان درباره یکی از شخصیتهای فیلمنامه دارند، میتواند ابعاد مختلف شخصیت را شکل داده و پردازش کند. همچنین نکته دیگری که درباره شخصیت شکور باید به آن توجه کرد اینکه مابهازای این شخصیت در دنیای واقعی زیاد است. شکور از حاشیه شهرها میآید؛ حاشیه شهرهای بزرگی که آبستن دعواهای خانوادگی، فقر و جریانات مواد مخدر هستند. پس امکان رصد الگوی رفتاری این افراد، خصوصا از راه فضای مجازی چندان سخت به نظر نمیرسید. من هم از همین راه، رفتارهای افراد اینچنینی را دیدم و سعی کردم که برخی از رفتارها و ویژگیهای آنها را در شخصیت شکور لحاظ کنم. مثلا تیکی که شکور در یکی از چشمهایش داشت، ایدهای بود که از همینجا به ذهن من رسید. این نشانه هم میتوانست به نوعی قدرت شخصیت او را بیشتر کند و هم از سوی دیگر، ترس شکور از مرگ و نابودی را به نمایش میگذارد؛ دو ویژگی که من دوست داشتم در کنار هم برای مخاطبان مشخص شود. ترس از نابودی و قدرتی که شکور دارد کاملا در چهره این شخصیت پیداست.
من از زمانی که فیلمنامهای را میپذیرم، توجهم را به دادههایی که درباره آن شخصیت وجود دارد، متمرکز میکنم. با کارگردان گپوگفت میکنم و اندکاندک به قالب شخصیت نزدیک میشوم. انگار جهان من با همان شخصیت نزدیک میشود. من خودم از طبقه پایین آمدهام و همواره رابطهام را با مردم حفظ کردم. فکر میکنم اگر اتفاقی در بازی من میافتد نیز ناشی از همین رابطه و پیشینه است. بهترین دانشگاه برای من مردم بوده و هستند. به همین دلیل همیشه در این دانشگاه باقی مانده و سعی کردهام که از آن بهخوبی بیاموزم.
تاثیرپذیری از این شخصیتها، سوی دیگری هم دارد؟ به این معنا که تاثیرپذیری بازیگر و نویسنده از اوضاع اجتماع و فرهنگ، پس از تولید و نمایش یک اثر منتهی به اثرگذاری در همان حوزه شود؟ یا اساسا چنین نگاهی به کارکرد اجتماعی فیلم ندارید و آن را کالایی مربوط به حرفه سینما میدانید؟
من اصلا چنین دیدگاهی درباره آثار سینمایی نداشته و ندارم که اگر معتقد به این دیدگاه بودم، مسیر کاری دیگری در پیش روی خود فرض میکردم. اعتقاد دارم فیلم یک کالای فرهنگی است. درست برخلاف زاویه نگاهی که امروز در فضای سینما رایج شده و فیلم به عنوان یک کالای سردستی دیده میشود. معتقدم که سینما وظیفه دارد به آنچه در جامعه میگذرد واکنش نشان دهد و نباید در این قبال ساکت بماند. با همین نگاه، دوست دارم که مسئولیت فیلم را بپذیرم و درنتیجه کارهایی که نگاهی به مسائل اجتماع نداشته و درون خود درد ندارد را قبول نمیکنم.
جایگاه شما در مغزهای کوچک زنگزده مثل همیشه جایگاه بازیگر بود. هومن سیدی اما بازیگری است که این بار در کسوت کارگردانی در مقابل شما قرار گرفته است. ارزیابی شما درباره هومن سیدی به مثابه یک کارگردان چگونه است؟
من این بار در برابر هومن سیدی هوشمند و پرانرژی قرار داشتم. البته سیدی پیش از این نیز چند اثر را کارگردانی کرده که هرکدام از آنها فضای مخصوص به خود را داشتند. پیشنهاد این فیلم هم درست در زمانی به من شد که پدرم به تازگی فوت کرده بودند و در نتیجه قصد نداشتم که در مغزهای کوچک زنگزده حضور داشته باشم. به همین دلیل هم سراغ هومن رفتم تا او را از تصمیمم باخبر کنم. اما در جریان همین جلسه ملاقات بود که او را به قدر زیادی باانگیزه دیدم. حرفی برای گفتن بین ما نماند و درنتیجه پذیرفتم که نقش شکور را بازی کنم.
سیدی در جریان فیلمبرداری و کار نیز با همین روحیه در صحنه حاضر میشد؛ یک کارگردان بانظم و بابرنامه که دقیقا میداند چه برنامهای برای فیلمش دارد. من هم سعی کردم که همراه همین برنامه پیش بروم و کارها را به صورتی که هومن میخواست انجام دهم.
سوای از هومن سیدی، اعضای دیگر تیم پشت صحنه در فیلم مغزهای کوچک زنگزده چه ویژگی داشتند که فرهاد اصلانی برای همراهی با آنها مصمم شد؟ باتوجه به اینکه تیم نسبتا جوانی در این فیلم مشغول کار بودند و در نتیجه شاید خیلی از همنسلهای شما به همکاری با این نسل اعتماد چندانی نداشته باشند.
سناریویی که به من پیشنهاد میشود، باید قابلیت دفاع داشته باشد. اینهم نه صرفا به دلیل نقشی که به من پیشنهاد شده یا قرار است که من آن را بازی کنم. نه! بلکه همواره دغدغه این را داشتهام که آیا این فیلم حرفی برای گفتن دارد؟ کارگردان سازنده این اثر دغدغهای برای کارگردانی فیلمش داشته است؟ تعامل من با این افراد به چه صورت رقم خواهد خورد؟ من همواره در خلوتم کار بازیگران و کارگردانان دیگر را پیگیری کردهام. پس میتوانم تا حدودی پیشبینی کنم که چه آیندهای در انتظار این اثر است و براساس همین زاویه نگاه تصمیم میگیرم که در کدام فیلم باشم یا نباشم. حتی پیش آمده که به کارگردانی گفتهام فلان اثر را نساز. او هم گوش نداده و آینده جالبی درباره فیلمش اتفاق نیفتاده است.
بازخورد مردم نسبت به مغزهای کوچک زنگزده چگونه بوده است؟
مغزهای کوچک زنگزده از طرف مردم با واکنش خوبی روبهرو شد. گروه جوان و خوشانرژی پای این کار بودند و برای آن ریسک کردند. مزیت مهمی که این گروه و هومن سیدی داشت، همین جوانبودن آنهاست. هومن سیدی جوانترین کارگردانی است که من با او کار کردهام و امیدوارم این نسل بتوانند سینمای ایران را دستخوش تحولات زیادی کنند؛ نسلی که شبیه نسل قبل شان گرفتار رخوت نشده و بهزیبایی بدرخشند.
حضور در مغزهای کوچک زنگزده برای من تجربه بینظیری بود. استقبال تماشاچی هم از فیلم عالی بود. بازخورد این استقبال هم در صفحات و شبکههای مجازی مثبت بود. تا جایی که بسیاری از آنها و از جمله من، چند بار فیلم را دیدهایم.
دیدگاه تان را بنویسید