آرایش جدید کشورهای عربی و اسرائیل در برابر ایران
فرارو/ «کشورهای منطقه به خوبی میدانند که هماهنگیِ بیشتر ایران با محورِ قدرتهای شرق جهان و در عین حال، خروج نظامیان آمریکایی از کشورهایی نظیر افغانستان و احتمالا در ادامه راه، عراق و سوریه، قدرت منطقهای ایران را افزایش خواهد داد که این موضوع، با توجه به غیرقابل اعتماد و اتکا بودنِ آمریکا، راهی جز تنش زدایی با تهران و ازسرگیری مذاکرات دیپلماتیک با این کشور باقی نخواهد گذاشت».
جمهوری اسلامی ایران اخیرا و در جریان نشستِ ۱۷ سپتامبر "سازمان همکاریهای شانگهای" در "دوشنبه" پایتخت تاجیکستان، با موافقت کلیه اعضا، به عضویتِ سازمان مذکور پذیرفته شد. بسیاری از ناظران و تحلیلگران بین المللی، عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای را حامل مزایای مختلفی برای این کشور دانسته اند. در این رابطه به طور خاص به پرستیژ و اعتبار بین المللی که ایران با عضویت در سازمان همکاریهای شانگهای کسب کرده و یا مزایای اقتصادی و امنیتی که عضویت در این سازمان برای ایران به همراه دارد اشاره میشود (دسترسی ایران به بازارِ بیش از سه میلیارد نفری کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای و همچنین برخورداری از ظرفیتهای صنعتی و مالی کشورهای عضو سازمان مذکور و در عین حال، بهره گیری از قدرت اطلاعاتی-امنیتی کشورهای عضو سازمان شانگهای در امر مبارزه با تروریسم و افراط گرایی، از جمله مهمترین مزایای عضویت ایران در سازمان مذکور هستند.)
به گزارش فرارو، با این همه، اینطور به نظر میرسد که عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای، میتواند حامل دستاوردهای گسترده تری نیز باشد و به طور خاص تا حدی بر روابط ایران با کشورهای عربی نیز در آینده تاثیرگذار باشد. مسالهای که به طور خاص باید آن را از چشم انداز نظیر انتقال قدرتِ در روابط بین الملل و تبعات آن برای کشورهای عربی و نوعِ سوگیریهای سیاست خارجی آنها مخصوصا در تعامل با ایران، مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد.
از منظر دانشِ روابط بین الملل، نهادهایی نظیر سازمان همکاریهای شانگهای را میتوان جلوههایی عینی از تغییر کریدورهای قدرت در جهان ارزیابی کرد. در این چهارچوب و بر اساس نظریه انتقال قدرت، قدرتهای نوظهور در جهان نظیر چین، روسیه، هند و همچنین قدرتهای منطقهای نوظهوری نظیر جمهوری اسلامی ایران، ضمن ابراز نارضایتی از الگوی کنونی تقسیم قدرت در جهان که تا حد زیادی زاییده ترتیبات پس از جنگ جهانی دوم (با محوریت آمریکا و قدرتهای اروپایی) است، در پی کنشگری در عرصه بین المللی متناسب با ظرفیتهای کنونیِ قدرت خود هستند. ظرفیتهایی که با توجه به تقسیم نابرابر قدرت در جهان، عملا امکان بروز و ظهور به معنای واقعی کلمه را ندارند (به طور خاص در عرصههای سیاسی و اقتصادی).
از این رو، نهادهایی نظیر "سازمان همکاریهای شانگهای" و یا "بریکس"، جلوههایی عینی از حرکت جریان غالبِ قدرت در جهان از غرب به سمت شرق هستند. از این منظر، عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای، از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا با واقعیتهای آتی قدرت در عرصه روابط بین الملل، هماهنگ است و میتواند اهرمهای فشار قدرتهای غربی علیه ایران در آینده را تا حد زیادی تضعیف کند.
در این رابطه به طور خاص اخیرا "لاورنس هاس" نویسنده و تحلیلگر "نشریه نیوزویک" در گزارشی با عنوانِ "عضویت ایران در سازمان شانگهای میتواند گزینههای راهبردی آمریکا و اسرائیل را پیچیده کند" مینویسد: «عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای یعنی همان همان بلوکی که کشورهایی نظیر چین، روسیه و هند در آن جز بازیگران کلیدی هستند، عملا باشگاه قدرتهای نوظهور رقیبِ آمریکا را تقویت کرده و به طور خاص، گزینههای تهاجمی و راهبردی آمریکا و اسرائیل علیه تهران را محدود خواهد کرد».
دیدگاه تان را بنویسید